تبليغاتX
علوم سلولي و مولكولي
تصویربرداری از حرکت اکتین و میوزین از درون سلول ماهیچه

این موضوع بر می گردد به روز 5 شنبه که در همایش آشنایی با فناوری نانو شرکت کرده بودیم . آقای دکتر علیرضا صدر داشتند در مورد نانو بیو تکنولوژی مباحثی را مطرح می کردند که بحث به تصویربرداری به کمک نانو تکنولوژی رسید و دکتر گفت که شنیده در جایی از حرکت اکتین و میوزین درون سلول ماهیچه فیلم برداری شده است . از آنجایی که این موضوع بسیار جالب بود سعی کردم در مورد این موضوع در اینترنت جستجو کنم اما فیلمی که دقیقا این موضوع را نشان دهد پیدا نکردم . اما چند فیلم پیدا کردم که دیدنشان ضرر ندارد.



در شروع انقباض ماهیچه رشته های اکتین در امتداد رشته های میوزین حرکت کرده و باعث می شود این دو رشته اور لپ پیدا کنند یا روی هم قرار بگیرند و باند H باریک تر می شود تا جایی که در اور لپ کامل باند H دیده نمی شود و بعد از آن دو رشته اکتین و میوزین از پهلو به هم نزدیک می شوند.

انیمیشنی از حرکت میوزین بر روی اکتین

جا به جایی شبکه اندو پلاسمی از طریق رشته اکتین
جابه جایهای موجود در آکسوپلاسم (سیتوپلاسم آکسون) که توسط اکتین انجام شده
فیلمهای بیشتر

فیلمی از حرکت میوزین که با تصویربرداری درجه بالا گرفته شده


تصویری از چند میوزین

فیلمهای بیشتر

خوشحال می شویم دوستانی که در مورد این فیلم چیزی شنیده اند یا آن را دیده اند ما را هم در جریان جزئیات آن قرار دهند (البته اگر شایعه نباشد)




+ نوشته شده توسط شهروز قصری در شنبه 5 مرداد1387 و ساعت 12:43 |
ر حالي كه به نحوه دستيابي به سلول‌هاي جنيني در روش‌هاي فعلي دستيابي به سلول‌هاي بنيادي در جوامع مختلف از نظر اخلاقي ايراداتي وارد است، روشهاي تازه به علت عدم استفاده از سلول‌هاي جنيني، اميدي تازه جهت تسريع تحقيقات سلول‌هاي بنيادي به مجامع علمي بخشيده است.
 
به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك» به نقل از «آلگمانيه»، «هانس شولر»، مدير مؤسسه بيوپزشکي مولکولي «ماکس پلانک» شهر مونستر آلمان، بار ديگر موفقيتي در بخش توليد «سلول‌هاي بنيادي دوباره برنامه ريزي شده» به دست آورد.

اين سلول‌هاي بنيادي دوباره برنامه‌ريزي شده «جي.پي.اس.» هستند که از بيضه موش به دست مي‌آيند.

با توجه به اين كه استفاده از سلول‌هاي جنيني با چالش‌هاي اخلاقي روبه‌رو بوده، ‌به گونه‌‌اي كه بعضا دامنه آن به مباحث سياسي هم كشيده شده است، استفاده از روش «جي.پي.اس» كه در آن مي‌توان از سلول‌هاي جديد به جاي سلول‌هاي جنيني استفاده كرد، چشم‌انداز تازه‌اي را پيش روي محققان و پژوهشگران سلول‌هاي بنيادي گشوده است.

اين گزارش مي‌افزايد: توانايي و ظرفيت اين سلول‌هاي جديد براي جايگزيني ارگان‌ها و بافت‌ها، ظاهرا مشابه سلول‌هاي بنيادي جنيني است که از نظر سياسي و اخلاقي مناقشه آميز هستند.
شولر نتايج تازه‌ترين مطالعات خود بر سلول‌هاي بنيادي «جي.پي.اس» را نهم ژوئيه سال جاري (بيستم تير) در دومين کنفرانس بين‌المللي سلول‌هاي بنيادي و توليد ارگان‌ها در شهر «درسدن» آلمان ارايه کرد.

از سوي ديگر، سادگي روش شولر و كاهش 50 درصدي خطر ابتلا به سرطان از راه اين سلول‌هاي بنيادي، موجب شده است تا اين روش به عنوان بهترين گزينه براي توليد سلول‌هاي مصنوعي دوباره برنامه‌ريزي شده در مجامع علمي مطرح شود.

اين در حالي است كه به تازگي تيم پژوهشي شولر به همراه «مارتين سنکه» اعلام کردند چنانچه از سلول‌هاي بدن که قابليت کافي را دارند، استفاده شود، مي‌توان با هدايت ژنتيکي کمتري نسبت به گذشته، آنها را اصطلاحا دوباره برنامه‌ريزي کرده و به شرايط جنيني بازگرداند.

شولر توانسته است به جاي ترکيبي از چهار ژن براي برنامه‌ريزي، صرفا با دو ژن دست به چنين اقدامي بزند. استفاده از دو ژن و دخالت ندادن ژن سرطانزا، باعث مي‌شود که ريسک و خطر ابتلا به سرطان از طريق استفاده از اين سلول‌هاي بنيادي نيز 50 درصد کاهش يابد.
اما در اين روش به ويروس نياز است تا ژن‌هاي هدايت کننده در سلول مستقر شوند و اين امر مي‌تواند خطاهاي وخيمي در برنامه‌ريزي سلول نيز ايجاد كند.
اين در حالي است که سلول‌هاي جديد «جي.پي.اس» را مي‌توان کاملا بدون دخالت ژن و ويروس‌ها توليد کرد.

اين آزمايش‌هاي تيم پژوهشي شولر نيز چون گذشته صرفا بر سلول‌هاي موش انجام شده و اين گروه، ماده سلولي براي آزمايش‌هاي خود را از نمونه‌برداري‌هاي کوچکي از بافت بيضه موش به دست آورده‌اند.
شولر پس از سخنراني در کنفرانس بين‌المللي سلول‌هاي بنيادي در گفت‌وگو با روزنامه آلماني «فرانکفورتر آلگماينه» گفت: تيم مؤسسه بيوپزشکي مولکولي ماکس پلانک، نخستين پژوهشگراني هستند که سلول‌هاي بزرگسال بدن را مستقيم و بدون ويروس‌ها به «سلول‌هاي بنيادي پلوري پوتنت» تبديل کرده‌اند.

«پلوري پوتنت» به سلول‌هايي گفته مي‌شود که توانايي رشد و تبديل به تمام سلول‌هاي (اکتودرم، انتودرم و مزودرم) يک موجود زنده از جمله سلول‌هاي بنيادي جنيني را دارند.

سلول‌هاي «جي.پي.اس» مي‌توانند همه فاکتورهاي برنامه‌ريزي دوباره را که براي توليد سلول جوان و بنيادي نياز است، توليد کنند، اما به گفته شولر، شرايط رشد و محيط نيز تعيين کننده هستند.
اين متخصص سلول‌هاي بنيادي در عين حال در کنفرانس درسدن، جزييات اين شرايط را اعلام نکرد.

گفتني است که دو سال پيش نيز پژوهشگران شهر «گوتينگن» در آلمان نيز اعلام کردند که در بافت‌هاي بيضه، سلول‌هاي جالبي کشف کرده‌اند که کاملا شبيه سلول‌هاي بنيادي جنيني هستند.
در اين ميان، شولر و ديگر پژوهشگران شواهدي ارايه کرده‌اند که اين سلول‌ها صرفا در حد محدود قابل تبديل و برنامه‌ريزي دوباره هستند و به هيچ وجه سلول‌هاي بنيادي پلوري پوتنت نيستند.

سلول‌هاي جديد «جي.پي.اس» مستقيم از بافت بيضه به دست نيامده‌اند، بلکه از راه کاشت در آزمايشگاه به دتس آمده‌اند.
به گفته شولر، اين سلول‌ها عملا نسخه‌هايي هستند که از طريق هدايت ژنتيکي از سلول‌هاي بزرگسال و سلول‌هاي بسيار رشد يافته، توليد شده و با تمام تغييرات ضروري در فعاليت و برجستگي و خصوصيت مولکولي ژن‌هاي متعلق به آن، کيفيت سلول‌هاي نزديک به سلول‌هاي جنيني را به خود گرفته‌اند.

شولر در آزمايش ها ثابت کرده است که چنين «برنامه ريزي دوباره سلول» از طريق مصنوعي به طور اندک، يعني به طور حدس از هر صد سلول دو سلول، در لوله آزمايشگاه به وقوع مي‌پيوندد، اما نتيجه همين اندک مي‌تواند، واقعا بسيار شبيه سلول‌هاي بنيادي جنيني باشد.
از ديدگاه شولر، مشخصه‌هاي ژني سلول‌هاي «جي.پي.اس» در مقايسه با سلول‌هاي «آي.پي.اس.» بطور روشن به سلول‌هاي بنيادي جنيني نزديکتر هستند.

«آي.پي.اس.» که دو سال پيش توسط تيم پژوهشگران دانشگاه کيوتو به سرپرستي «شينيا ياماناکا» توليد شدند، به سلول‌هايي گفته مي‌شود که از راه مصنوعي به دست آمده و توانايي رشد و تبديل به انواع ارگان‌هاي ويژه و متنوع چون سلول‌هاي عصبي و کبد را دارند.

شولر در کنفرانس اخير سلول‌هاي بنيادي در درسدن اعلام کرد: «برند فلايشمن» در دانشگاه بن توانست با استفاده از سلول‌هاي بنيادي «جي.پي.اس» عرضه شده از سوي مؤسسه بيوپزشکي مولکولي ماکس پلانک مونستر، نخستين سلول‌هاي قلبي قابل فعاليت و همچنين سلول‌هاي گوناگون سيستم عصبي را در لوله آزمايشگاه پرورش دهد.

از آنجا که از نظر بيولوژي مولکولي، سلول‌هاي «جي.پي.اس» در مقايسه با سلول‌هاي پوست، يک «ماده خام» تازه و از نظر ژنتيکي براي پيوند بافتي و سلولي تقريبا جوان هستند، ولي شولر به عنوان يک پژوهشگر سلول‌هاي بنيادي، اميد بزرگي به سلول‌هاي «جي.پي.اس» بسته است.

منبع
+ نوشته شده توسط شهروز قصری در پنجشنبه 27 تیر1387 و ساعت 12:57 |



آستروسيتها - سلولهاي غير نوروني

چه اتفاقي مي افتد كه سلولهاي مغزي در هنگام آسيب يا بيماري مي ميرند؟
دانشمندان از روشهاي تصويربرداري مخصوصي جهت مطالعه فرآيندهايي كه در مرگ سلولها دخيلند استفاده نموده اند.در تصوير بالا فراوانترين سلولهاي مغزي يعني استروسيتها كه سلول غير نوروني هستند را در شرايط آزمايشگاهي در معرض مواد شيميايي قرار دادند كه تقليدي از ايجاد شرايط ناشي از ضربه در invivo  بود . بعد از 6 روز اثر ماده سلولها را از طريق تكنيك واكنشپذيري ايمنولوژيكي فلورسنت (fluorescence immuno reactivity) مورد مطالعه قرار دادند. اين تصوير ميكروسكوپي نشان مي دهد كه آستروسيتها پروتئينهاي وابسته به آسيب را توليد مي كنند كه به رنگهاي قرمز و سبز مشخص شده اند.

منبع:national research council canada
+ نوشته شده توسط شهروز قصری در پنجشنبه 15 فروردین1387 و ساعت 12:36 |
                                            سلولهای یوکاریوت

سلول یوکاریوت دارای اندامک می باشد, که به صورت ساختارهای غشادار تعریف شده اند که شامل هسته , متوکندری , کلروپلاست , شبکه انوپلاسمی (ER) , دستگاه گلژی , لیزوزوم , واکئلها , پراکسی زومها وغیره می باشند.سلولهای پروکاریوتی هسته ندارند. در سلولهای جانوران سطح سلول تنها دارای غشای پلاسمایی می باشد اما در سلولهای گیاهی لایه اضافه ای وجود دارد که دیواره سلولی نام دارد که از سلولوز و دیگر پلیمرها تشکیل شده است.

هسته بزرگترین اندامک در سلولهای یوکاریوت می باشد. هسته جزء سیتوپلاسم محسوب نمی شود , طبق تعریف سیتوپلاسم شامل هر چیزی که درون غشای پلاسمایی است می شود غیر از هسته.

 در زیر میکروسکوب هسته دو ناحیه مجزا را نشان می دهد ناحیه تیره که هستک (nucleolus) نامیده می شود و ناحیه روشن که نوکلئو پلاسم (nucleoplasm) نامیده می شود.

 

سیتوسل ((Cytosol  سیتوپلاسم به استثنای اندامکها می باشد. که محتوی اسکلت سلولی , ریبوزومها , پروتئینها و دیگر مولکولهای کوچک می باشد.

 

تصوير يك سلول گياهی و جانوري

سلول جانوري

سلول گياهي

شکل سازماندهی سلولهای جانوری و گیاهی . رنگ قرمز تفاوتها را مشخص نموده.

 

بخش مربوط به کتاب:

 

دیواره پویای سلولهای گیاهی (مربوط به کتاب سلولی و مولکولی لودیش)

 

+ نوشته شده توسط شهروز قصری در جمعه 26 بهمن1386 و ساعت 14:26 |

سلولهای پروکاریوتی

 

باكتري

شکل بالا نمای کلی از یک سلول باکتری می باشد که الزاما همه باکتریها دارای همه این اجزاء نیستند. غشای پلاسمایی بوسیله دیواره سلولی احاطه شده است.(به رنگ آبی) که آن نیز بوسیله کپسول پوشیده شده است.(به رنگ قرمز)

 

 

سلول پروکاریوتی دارای DNA  , سیتوپلاسم و ساختار سطحیی که شامل غشای پلاسمایی و بعضی از اجزاء از قبیل : دیواره سلولی , کپسول, لایه لعابی (slime) , فلاژل و پیلی میباشند.

در باکتری ؛ دیواره ی سلولی دارای ساختار مخصوصی است که پپتیدوگلیکان نامیده می شود.آرکی باکترها دارای پپتیدوگلیکان نیستند اما بعضی از آنها دارای پپتیدوگلیکان کاذب  (pseudopeptidoglycan) می باشند که در آنها به جای N-استیل مورامیک اسید که در پپتیدوگلیکان باکتریهای معمولی وجود دارد N-استیل تالوزامین یورونیک اسید( N-acetyltalosaminuronic acid) دارند.به علت این خصوصیت ساختاری متفاوت آرکی باکترها به بسیاری از آنتی بیوتیکهای مؤثر در دیواره مقاومند.

 

باکتریها را بر بر اساس دیواره سلولیشان و پاسخشان  به رنگ آمیزی گرم می توان به دو گروه گرم مثبت و گرم منفی تقسیم نمود.

 

در باکتریهای گرم منفی دیواره سلولی از سه لایه تشکیل شده است: 1) فضای آزادی که فضای پری پلاسمی نام دارد و در خارج  غشای پلاسمایی قرار گرفته 2) یک لایه نازک از پپتیوگلاکان که در خارج فضای پری پلاسمیک است و 3) غشای خارجی که پپتیدوگلیکان را احاطه می کند.

 

باکتریهای گرم مثبت فضای پری پلاسمیک و غشای خارجی ندارند اما دارای لایه نازکی از پپتیدوگلیکان می باشند. که نتیجه این امر حساسیت آنها به پنی سیلین و لیزوزیم می باشد.

 

کپسول و لایه لعابی ژل هیدروفیلیکی هستند که در برخی از باکتریها اطراف دیواره را می پوشانند. کپسول پیوستگی نزدیکتری با سلول دارد.

تاژک بلند می باشد و از ردیفهای میله مانند انعطاف ناپذیر پروتئین تشکیل شده که به باکتری قدرت حرکت می دهد.

مژک و فیمبریا ساختارهای مو مانند کوتاهی می باشند که باکتری از آنها جهت اتصال به سلولهای دیگر استفاده می کند آنها جهت آلوده کردن دیگر ارگانیسمها ضروری می باشند.

 

اسپور

اسپور کوچک و اغلب تک سلولی می باشد و بخش تولیدمثلی گیاه , قارچ , پروتوزوا و باکتری می باشد . اسپورهای باکتریایی دارای دیواره نازکی هستند که می تواند در برابر تغییرات دما , رطوبت و دیگر وضعیتهای نامناسب مقاومت کند.

 

 

 

 

کتابهای آنلاین:

میکروبیولوژی پزشکی

میکروبیولوژی و ایمونولوژی

 

مقالات مروری:

ترشح پروتئین و بیماریزایی عفونتهای باکتریایی

 

زبان باکتری

 

+ نوشته شده توسط شهروز قصری در جمعه 26 بهمن1386 و ساعت 14:3 |

مرگ برنامه ريزي شده سلولي

در مراحل مشخصي از تكامل يك ارگانيسم چند سلولي ، بعضي از سلولها بايد بميرند. اين فرآيند كه به خوبي برنامه ريزي شده است  آپوپتوسيس (مرگ برنامه ريزس شده سلولي) نام دارد. اهميت بيولو‍ژيكي اين پديده اولين بار در مطالعاتي كه بر روي يك كرم كوچك ، C.elegans كه يك نماتد است انجام شد.اگر آپوپتوسيس اتفاق نيفتد ممكن است نقصهاي تكاملي يا سرطان اتفاق بيفتند. آپوپتوسيس در مسير خود بوسيله بسياري  از پروتئينها كنترل مي شود ، كه مي توانند منجر به شروع آپوپتوسيس يا جلوگيري از آن شوند. آپوپتوسيس مي تواند بوسيله محركهاي گوناگون خارج سلولي (مسير خارجي) يا از داخل سلول (مسير داخلي) تحريك شود. محركهاي خارجي ممكن است اشعه ، باز گرفتن يك فاكتور رشد و يا گلوكوكرتيكوئيد باشد. يك محرك داخلي ممكن است آسيب خودبخوديي در DNA سلول باشد.

 

پيشامدهاي سلولي آپپتوسيس

 

اولين علامت قابل مشاهده آپپتوسيس متراكم شدن كروماتين و چروك شدن سلول مي باشد. غشاي سلول چروك مي شود (غشا برامده مي شود) ، و سلول شروع به جدا شدن مي كند( هسته قطعه قطعه مي شود ، DNA تكه تكه مي شود).و بقاياي بدنه آپوپتوز شده سلول ، در فرايندي كه ليز نام دارد حل مي شوند.

تنظيم آپپتوسيس

آنزیمهای کسپاز caspase (که آبشار یا کاسپاز نیز ترجمه شده) خانواده ای از پروتئازهای آسپارتات می باشند که دارای سیستئین هستند و در آپپتوسیس (مرگ برنامه ریزی شده سلولی ) نقش اصلي را ايفا مي كنند.آنها همديگر رادر يك توالي تعريف شده فعال و غير فعال مي كنند  . اتصال يك ليگاند ، Fas ، مربوط به سلولهاي T سايتوتوكسيك)  cytotoxic   (Tcellبه رسپتورFas  (كه CD95 نيز ناميده مي شود) باعث فعال شدن داخل سلولي پروتئين آداپتور يا   FADD (دومين مرگ وابسته به Fas) مي شود. بدنبال اين اتصالات ، فعال شدن پيش کسپاز 8  (procaspase 8 ) منجر به فعال شدن کسپاز 8 (caspase 8 ) مي شود. کسپاز 8 باعث آزاد شدن سيتوكروم ‍C از ميتوكندري و فعال شدن چندين کسپاز سلولي متفاوت ديگر مي شود.  در مورد کسپازها دو مسير وجود دارد در مورد سلولهاي نوع I (در تيموسيتها و فيبروبلاستها) ، کسپاز 8 مستقيما باعث فعال شدن کسپاز 3  مي شود. در سلولهاي نوع II ، از قبيل هپاتوسيتها ، کسپاز 8 باعث جدا شدن Bid كه عضوي از خانواده Bcl-2 است مي شود.

مكانيزم آپپتوسيس

ژنوم انسان و موش داراي 13 ژن براي کسپاز (caspase) است (ژنهاي 1-12 و 14). كسپازهاي 3 و 6-10 انسان در آپپتوسيس نقش دارند ، و بقيه در التهاب مؤثرند.مسير متداول مرگ سلولي از طريق مرگ سلولي برنامه ريزي شده بوسيله p53 هدايت مي شود . پروتئين p53 در چرخه سلولي در مناطق كنترل وضعيت (check point) در صورت وجود جهش يا آسيب در DNA باعث ممانعت از تكثير سلول يا مرگ سلول مي شوند. در بيش از 50 درصد سرطانهاي دنيا جهش در پروتئين p53 يافت شده است.از اين رو p53 از جمله مهمترين اهداف ژن درماني تومور به حساب مي آيد. از ديگر تنظيم كننده هاي آپوپتوسيس اعضاء خانواده bcl-2 مي باشند.(اسم bcl از سلولهاي B لنفوما آمده كه در آن يك تومور بدخيم از لنفوسيتهاي B منشا مي گيرد كه دليل آن وجود جهش در ژن آن مي باشد.

  ژن bcl-2 يك پروتوانكوژن است و سلولها را از مرگ سلولي محافظت مي كند. (پروتوانكوژن ها : ژنهاي معمولي سلولي مرتبط با رشد , تكثير , تمايز و فعالسازي عمل نسخه برداري مي باشند.) در تعدادي از ويروسها , خانواده اي از پروتئينها به نام "مشابه bcl-2" وجود دارند كه به ويروس توانايي جلوگيري از مرگ سلولي اعطا مي كند اين امر به زنده ماندن سلول و استفاده بيشتر ويروس از آن منجر مي شود. پروتئينهاي ديگري همچون Bax در بقاي سلول نقش دارند كه در موارد تكثير بيش از حد سلول مي توان از تغيير وضعيت ژن آنها براي درمان تومور استفاده نمود.از سوي ديگر آنزيم ICE (آنزيم تغيير دهنده انترلوكين يك) باعث پيشرفت مرگ سلولي مي شود. مي بينيم كه عوامل متعددي در آپپتوسيس نقش دارند كه چرخه پيچيده اي از ارتباط بين مولكولها را ايجاد كرده اند.

منبع :

-كتاب اطلس رنگي ژنتيك

Georg Thieme Verlag

-كتاب ژن درماني نوين سيد يونس حسيني

 

 برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید


استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

+ نوشته شده توسط شهروز قصری در جمعه 26 بهمن1386 و ساعت 13:51 |

                                                   سازماندهی سلولی

 

 

سلولها  واحدهای تشکیل دهنده موجودات زنده می باشند ، به استثنای ویروسها که ساختار و اعمال آنها از سلولها متمایز می باشد . اگرچه یک سلول عصبی(سمت چپ) نسبت به یک گلبول قرمز(سمت راست) کاملا متفاوت به نظر می رسد (شکل زیر) سازماندهی آنها اساسا یکسان می باشد.حتی سلولهای جانوران و گیاهان شباهتهای مهمی در کل تشکیلات خود نسبت به هم دارند (دیدن تفاوتها) 

 

گلبول قرمز

 

 

تقسیم بندی موجودات زنده

تمام سلولها به دو نوع تقسیم بندی می شوند: سلولهای پروکاریوت و پوکاریوت

        سلولهای پروکاریوت دارای هسته نمی باشند.

        سلولهای یوکاریوت دارای هسته می باشند.

یوکاریوتها ارگانیسمهایی(تركيب موجودات زنده)هستند که از سلولهای یوکاریوت تشکیل شده اند و شامل پروتیستها , قارچها , جانوران و گیاهان می باشند. پروکاریتها شامل آرکی باکترها (archaebacteria) و یوباکترها ( eubacteria ) هستند. آنها ارگانیسمهایی تک سلولی می باشند.

آرکی باکترها در دسته ای غیر از باکتری ها قرار گرفته است. زیرا آنها کاملا با باکتریهای معمول متفاوتند. بر طبق رده بندی جدید پروکاریوتها به دو گروه آرکی archaea و باکتری bacteria تقسیم شده است, در جایی که "آرکی" هم ارز" آرکی باکتری" و "باکتری" همان "یوباکتر" می باشد.

آرکی باکترها در محیط های افراطی زندگی می کنند. می توان آنها را به سه گروه تقسیم بندی نمود.

متانوژنها در محیطهای بی هوازی از قبیل باتلاقها زندگی می کنند , تولید گاز متان می کنند و در معرض اکسیژن قرار گیری را نمی توانند تحمل کنند.

هالوفیاهای افراطی  در غلظتهای بالای نمک ((NaCl زندگی می کنند.مثل آبهای Dead Sea و Great Salt .Lake.

ترموفیلهای افراطی حرارت محیط گوگرد دار و PH پایین از قبیل چشمه های آب گرم و آتشفشانها زندگی می کنند.

 

گروههای اصلی پروکاریوتها

 

سیتوپلاسم محتوای لزج سلولی میباشد که حاوی پروتئینها , ریبوزومها, متابولیتها و یونهاست. (ریبوزومها مکان سنتز پروتئین می باشند.

 

 

اجزاء اصلی سلولی

غشای پلاسمایی همان غشای سلولی می باشد که سیتوپلاسم را احاطه نموده است. غشاء دارای دولایه فسفولیپیدی , پروتئینهای مربوط می باشد. دو لایه فسفولیپیدی جزء اصلی دیگر غشاهای بیولوژیکی می باشد. 

DNA  (دی اکسی ریبو نوکلئیک اسید) ماده ژنتیکی می باشد. یک سلول یوکاریوتی  دارای مولکولهای DNA مختلف می باشد که در هسته و میتوکندری که از اندامکهای متصل به غشاء است جای گرفته است.یک سلول پروکاریوت دارای یک نوع مولکول DNA میباشد که دارای هیچ محدوده ای در غشاء نمیباشد.

 

 لينك به:

سلولهای پروکاریوتی

سلولهاي يوكاريوت

 

 

+ نوشته شده توسط شهروز قصری در جمعه 26 بهمن1386 و ساعت 12:26 |

همجوشي يا fusion

محموله انتقالی درون وزیکولها قرار می گیرد , غشای ظریفی پروتئنها و دیگر مواد شیمیایی را در بر می گیرد و یک بسته را ایجاد می کند. قبل از اینکه بسته بتواند منتقل شود غشای وزیکول می بایست با یک غشای دیکر ترکیب شود(هم جوشی fusion) كه كانالي ايجاد شود تا بسته هاي انتقالي بتوانند از ميان آن عبور كنند.اين فرآيند كه membrane fusion يا همجوشي غشايي ناميده مي شود در سلامتي و بيماري نقش بنياديي دارد. اين فرآيند در لقاح و نيز اداره چرخه هورموني و گرماش سلولهاي مغزي مؤثر است . همچنين در آلوده شدن سلولها توسط ويروس HIV و ديگر ويروسها مؤثر مي باشد. همجوشي غشايي در كمتر از يك ميلي ثانيه اتفاق مي افتد كه اين موضوع باعث شده نتوان به دقت نحوه باز شدن آن را مشاهده نمود.دانشمندان براي مطالعه در اين باره از تخمکهاي نوعي خارپوست دريايي استفاده نموده اند كه در آن هزاران وزيكول متصل به غشا در حال تبادل مواد مي باشند. در ثانيه اي بعد از لقاح محتويات اين وزيكولها به سرعت آزاد مي شود. مطالعات قبلي نشان داده بود كه پروتئينهايي وجود دارند كه اين وزيكولها را به غشاي سلول تخم متصل مي كنند. دانشمندان متوجه شده بودند كه غشاي وزيكول و غشاي سيتوپلاسمي به صورت نيمه همجوش باهم تركيب شده اند.آنها براي مشاهده اين فرايند از رنگهاي فلورسنت و ميكروسكوبهايي با قدرت تفكيك بالا استفاده نمودند و معلوم شد كه اتصال نيمه همجوش hemifusion در سلولهاي زنده به صورت پايداري وجود دارد كه جالبي اين موضوع اين مي باشد كه اين سلولها مي توانند براي ساعتها ، هفته ها و ماهها به اين صورت بمانند.و اين حالت تا زماني كه كلسيم به داخل سلول نفوذ كند ادامه ميابد و بعد از آن هم جوشي كامل مي شود. دانشمندان معتقدند كه اين يافته مي توانند به يافتن روشهاي جديد براي انتقال دارو به درون سلولها كمك كند. به اين صورت كه اگر داروها به صورت نيمه همجوش به سلولهاي هدف متصل با شند مي توان زمان رهايش دارو را تنظيم نمود.

منبع: sciencedaily

براي مطالعه غشاي سلولي:

غشاي سلولي بخش اول ، بخش دوم

 

+ نوشته شده توسط شهروز قصری در چهارشنبه 3 بهمن1386 و ساعت 13:46 |